شناسه پست: 82
بازدید: 521

سلام دوستان

داستان گریشا رو شنیدین؟ گریشا همون گریگوری پرلمان، ریاضیدان برجسته روسی هست که در سال ۱۹۶۶ در لنینگراد به دنیا اومد. بچه ها تو مدرسه گریشا صداش می کردن.  گریشا در نوجوانی نبوغ خودش رو با کسب مدال طلای المپیاد جهانی ریاضی در ۱۶ سالگی با نمره‌ی کامل نشون داد. این موفقیت راه او را به دانشگاه باز کرد، علیرغم موانعی که یهودی‌بودن در اون دوران ایجاد می‌کرد. او در دانشگاه دولتی لنینگراد تحصیل کرد و سپس در مؤسسه‌ی استکلوف مشغول به کار شد. پرلمان دوره‌هایی را نیز در آمریکا گذروند، اما برخلاف انتظار، سبک زندگی بسیار ساده و زاهدانه‌ای را دنبال کرد و علاقه‌ای به شهرت و موقعیت‌های پر زرق و برق نداشت.

در سال ۲۰۰۰، مؤسسه‌ی ریاضیات کلی هفت مسئله‌ی دشوار را به عنوان «مسائل هزاره» معرفی کرد و برای حل هر کدوم جایزه‌ی یک‌میلیون‌دلاری در نظر گرفت. یکی از این مسائل، «حدس پوانکاره» بود که در سال ۱۹۰۴ توسط آنری پوانکاره مطرح شده بود و به سادگی می‌پرسید آیا یک فضای سه‌بعدی بدون سوراخ، از نظر توپولوژیک معادل یک کره است؟ قرن‌ها بود که کسی نتونسته بود پاسخی برای این سؤال پیدا کنه.

در این میان، پرلمان هفت سال تموم در انزوا و سکوت  وقت خودش رو صرف حل این مسئله کرد. او به جای پرداختن مستقیم به حدس پوانکاره، ابتدا روی «فرضیه‌ی تورستن» کار کرد. ریچارد همیلتون قبلاً با استفاده از «جریان ریچی» تلاشی برای اثبات این فرضیه کرده بود، اما با مشکل «پارگی هندسی» مواجه شده بود. پرلمان با ابداع ایده‌ی «جراحی ریاضی»، تونست این مشکل را حل کنه و بدین ترتیب هم فرضیه‌ی تورستن و هم حدس پوانکاره خود به خود اثبات شد. در نوامبر ۲۰۰۲، او بدون هیچ تشریفاتی و تنها با انتشار سه مقاله در وب‌سایت arXiv، خبر این دستاورد بزرگ را اعلام کرد.

جامعه‌ی ریاضی در ابتدا با شک و تردید به این نتایج نگاه کرد، اما پس از سه سال بررسی دقیق توسط تیم‌های مختلف، صحت اثبات پرلمان تأیید شد. با این حال، این کشف برای پرلمان تلخ بود؛ او از سکوت و بی‌اعتنایی ریچارد همیلتون دلخور بود و احساس می‌کرد فضای علمی بیش از حد درگیر سیاست و اعتبار شده است. در سال ۲۰۰۶، ادعاهایی مبنی بر کوچک جلوه دادن نقش پرلمان مطرح شد که باعث شد او بیش از پیش از دنیای علم فاصله بگیرد.

در نهایت، با وجود تأیید جهانی کارش، پرلمان هم جایزه‌ی یک‌میلیون‌دلاری و هم مدال فیلدز  را رد کرد.

 می دونید  که مدال فیلدز چیه؟ بالاترین افتخار در ریاضی.  او معتقد بود که حقیقت ریاضی، ارزشی والاتر از هر جایزه یا عنوانی دارد و نیازی به تأیید بیرونی برای اون نیست. داستان پرلمان نشون داد که نبوغ واقعی لزوماً به شهرت، مقام یا دیده شدن وابسته نیست و گاهی عمیق‌ترین اکتشافات علمی در سکوت و دور از هیاهو اتفاق می‌افته.

پرلمان، با وجود حل یکی از پیچیده‌ترین مسائل ریاضی، تمایلی به پذیرش شهرت و جوایز نداشت. او مدال فیلدز و جایزه‌ی یک‌میلیون‌دلاری را رد کرد، اما این کار او را مشهورتر کرد و رسانه‌ها تصویری از او به عنوان «نابغه‌ی عجیب و منزوی» ساختند. در حالی که پرلمان ترجیح می‌داد از این هیاهو دور بمونه و زندگی ساده‌ای در روسیه داشته باشه، حتی نسبت به پول اضافه هم حساس بود و آن را بر می گردوند.

دلزدگی او از مناسبات حرفه‌ای علم باعث شد در سال ۲۰۰۵ مؤسسه‌ی استکلوف را ترک کنه و از جامعه‌ی علمی کناره‌گیری کنه. او به آپارتمانی کوچک نقل مکان کرد و ارتباطش را با دنیای آکادمیک قطع نمود. انتشار عکسی نامشخص در اینترنت که گمان می‌رفت او باشه، جنجالی ایجاد کرد، اما پرلمان همچنان سکوت اختیار کرد.

جایزه‌ی رد شده‌ی پرلمان صرف تأسیس «مؤسسه‌ی پوانکاره» شد، اما تأثیر واقعی کار او فراتر از این بود. اثبات حدس پوانکاره، شاخه‌های هندسه و توپولوژی را متحول کرد و ابزارهای او در فیزیک نیز کاربرد یافت. داستان پرلمان پرسش‌هایی اساسی درباره‌ی ارزش واقعی موفقیت علمی و نقش تأیید عمومی در علم مطرح می‌کنه و انتخاب‌های او پاسخی متفاوت به این پرسش‌ها بود.

 

نویسنده

mo *kamal
کارشناسی ارشد ریاضی محض از دانشگاه فردوسی مشهد